[Home]

۲۷ آبان ۱۳۸۸

آدم ربایی بیرون قصه های مارکز( یادداشت )

امید حلالی: وقتی که دوستی شنیده های خود را از یک آدم ربایی یا بهتر بگویم «کودک ربایی » در منطقه آخر اسفالت اهواز تعریف می کرد و جزییات را مو به مو و نکته به نکته شرح می داد که کودک را چطور از سر راه مدرسه سوار ماشین کرده اند ، چگونه خواسته اند که 130 میلیون پول را در ایستگاه راه آهن بگذارند و کودک را پس از 10 روز در نزدیکی های مسجد الغدیر رها کرده اند ، بی اختیار «گزارش یک آدم ربایی» اثر گابریل گارسیا مارکز برنده نوبل در ذهنم زنده شد.

روایت آن دوست چقدر لایه به لایه بود و کشش قصوی داشت اما تکیه کلام ها و مکالماتی که نیاز به پاسخ از سوی این طرف خط یعنی شنونده به راوی را داشت، همچون گره افکنی و گره گشایی که یکی از تکنیک های لاینفک قصه نویسی ست و همچون دست اندازها و سرعت گیرهای خیابان های اهواز که جا بجا راننده زل زده به جاده و بی هوا را به حال می آورد - و کم کم به همت مهندس شمسایی و با اعتقادی تام در حال جمع آوری هستند - بله ! از مرحله پرت نشویم ؛ آن دیالکتیک مکالمه باعث می شد تا از فضای داستانی بیرون بیاییم و باورمان بشود که این رخداد در اهواز به وقوع پیوسته و خارج از قصه های مارکز یا احمد محمود ، احمد آقایی و خسرو پی آفرین نویسندگان جنوبی و خوزی اهل همین حوالی.

اگر در آمریکای لاتین مارکز گروه های خودسر ، عمده فروش و مافیای موادمخدر دستی در این جرائم سنگین دارند، بسیاری از اهالی شریف منطقه آخراسفالت اهواز نیز از وفور خرده فروشان موادمخدر و ناهنجاری های رفتاری آنها به ستوه آمده اند.

آیا این چنین جرائمی که امنیت و سلامت روانی جامعه را به خطر می اندازند جرائمی همه وقته اند یا موسمی و جرائم دوران رکود اقتصادی محسوب می شوند؟

این سئوالی ست که جامعه شناسان ما می بایست بدان پاسخ گویند و همچنین این قطعه پازل را در کنار قتل های فجیع زنان و دخترکان معصوم و خردسال در آبادان و ماهشهر ببینند [ببینیم؟] تا به تحلیلی جامع برسند یعنی کلانشهر اهواز پرحاشیه با تقسیم نامتوازن درآمد ، آبادان برخاسته از خاکستر و آوار جنگ و ماهشهر تازه صنعتی را در کنار هم ببینند و به تحلیلی جامع برسند.

راستی چرا دنباله حوادث تکانه ای و شوک آور پی گرفته نمی شود و پس از مدتی به محاق فراموشی سپرده می شوند؟ آیا مرگ متهم بازداشت شده نقطه پایانی بر سریال قتل های زنان در ماهشهر است ؟ راستی سرانجام آدم ربایی و قتل آن صاحب آژانس مسافرتی در اهواز چه شد؟ و ...

مرز برخورد زرد رسانه ای با چنین وقایعی و رفتار تحلیل گرانه چیست و ظرفیت نقد در ساختار اجتماعی ما در رابطه با چنین حوادثی به چه میزان است؟

در مواقعی اینچنین استفاده از کدام سازه رسانه ای مثل خبر ، تحلیل و گزارش بهینه تر است؟ یا اینکه باید رفت و مثل مارکز با گردآوری همه اقوال و احوال و زوایای دید این حوادث را در قالب قصه ریخت؟

قصه هایی از دردها و رنج ها ... و آن نگرانی که در جان خانواده کودک ربوده شده در پس طنین هر زنگ تلفن شراره می کشد...




[] [ ساعت ] [
]


لطفاً نظر خود را درباره این مطلب بنویسید؟
نام:
ايميل:
وب:

نظر شما:
 

< بعدی [ ۱ ] قبلی >